سایر · نادر نادرپور
مار و گنج
1
ازقصه گوی پیر
2
در روزگار کودکی خود شنیده ام
3
کانجا که مار هست ، نشانی ز گنج هست
4
زیرا که مار خفته ،نگهبان گنج هاست
5
گویی تو نیز در پس این جامه ی حریر
6
گنجی نهفته ای
7
زیرا که بر دو قله ی لغزان سینه ات
8
نقش دو مار خفته ی درهم خزیده را
9
ترسیم کرده ای
10
جانا ! بگو به من
11
ایا ز دستبرد کسان بیم کرده ای ؟
12