کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

گل یخ

1

گل و بوته های آتش ، همه رنگ خون گرفته

شب پر ستاره ی من ، عطش جنون گرفته

2

بگذار تا ببرم رگ دردمند خود را

که در او بهار مرده ست و ، خزان سکوت گرفته

3

4

تن من درخت تر بود و پر از شکوفه ی خون

تب تند عشق سوزاند و تکاند برگ و بارش

5

عطشی شکفت در او که مکید سبزی اش را

ز شرار بادها سوخت شکوفه ی بهارش

6

7

چه کنم ، بهار مرده ست و دمیده سوز سرما

گل یخ ، چو شبنم صبح ، چکیده بر تن من

8

تو بیا تو ، ای که چون جام شراب می درخشی

تو بسوز ، ای تب ظهر بهار ! خرمن من

متن شعر کپی شد.