کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

قاب عکس

1

روزی که کودکانه ، به تصویر خویشتن

2

در چشمه ها و آینه ها دیده دوختم

3

پنداشتم که آینه ، همتای چشمه است

4

وین هر دو در نگاه نخستین برادرند

5

پنداشتم که هر که در آیینه بنگرد

6

در چشمه نیز ، چهره ی او جلوه می کند

7

وان چهره های تیره و روشن ، برابرند

8

پنداشتم که چشمه اگر خفته در چمن

9

ایینه ای است عاشق دیدار آفتاب

10

وینک ، بر آن سر است که از اوج آسمان

11

خورشید را برهنه فرود آورد در آب

12

پنداشتم که در شب تار اتاق من

13

آیینه ، چشمه ای است که آرام و بی خروش

14

می ریزد از بلندی دیوار بر زمین

15

وندر زلال جاری او ، اشتیاق من

16

کم کم رسوب می کند و می رود به خواب

17

آری ، هزار بار

18

تصویر من در آینه و چشمه ، غرق شد

19

یا خود در آن دو چشم درخشان ، رسوب کرد

20

تا ناگهان ، جوانی ناپایدار من

21

چون آفتاب ، در شب غربت ، غروب کرد

22

بعد از غروب او

23

وقتی که ماه از دل مرداب آسمان

24

سر می کشد برون

25

من با رسوب خاطره ، آغشته ام هنوز

26

من ، چشمه سار آینه را با عصای وهم

27

آشفته می کنم که مگر از رسوب او

28

تصویر کودکانه ی خود را برآورم

29

زیرا که من ، حریص تر از سالیان پیش

30

در جستجوی صورت گمگشته ام هنوز

31

اما در آینه

32

کنون ، به جای چهره ی آن طفل خردسال

33

سیمای سالخورده ی مردی سپید موست

34

کز مرگ می هراسد و با خویش ، دشمن است

35

ایینه ، چشمه نیست

36

ایینه قاب عکس کهنسالی من است

37

متن شعر کپی شد.