کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

گوماتای آسمان

1

یک شب ز تخت عرش فرو می کشم ترا

ابلیس ، ای کشنده ی پنهانی خدا

2

گر در گمان خلق ، تو ابلیس نیستی

من دانم ای خدای پلیدان ، تو کیستی

3

از دودمان پاک خدایان پیشتر

یک تن هنوز در حرم عرش زنده بود

4

یک تن که چشم در پی آزار ما نداشت

میلی به سوی فتنه و مرگ و بلا نداشت

5

پاکیزه تر ز اشک زلال ستاره بود

بخشنده تر ز ابر سپید بهاره بود

6

بر بندگان خویش ، ستم ها روا نداشت

7

یک شب تو ، ای کس که جز ابلیس نیستی

دزدانه سوی خوابگه او شتافتی

8

او را درون بستر خود خفته یافتی

با تیغ تیز ، سینه ی گرمش شکافتی

9

آنگاه خود به تخت نشستی ، خدا شدی

وز راه و رسم مردمی او جدا شدی

10

هشدار ، ای کسی که جز ابلیس نیستی

خلق جهان هنوز نداند که کیستی

11

هر چند تکیه بر سر جای خدا زدی

در گوش خلق ، بانگ خوش آشنا زدی

12

یک شب ز تخت عرش فرو کشم ترا

ابلیس ، ای کشنده ی پنهانی خدا

متن شعر کپی شد.