سایر · نادر نادرپور
ستاره ی دور
1
تصویر ها در آینه ها نعره می کشند
2
ما را از چارچوب طلایی رها کنید
3
ما در جهان خویشتن آزاد بوده ایم
4
دیوارهای کور کهن ناله می کنند
5
ما را چرا به خاک اسارت نشانده اید ؟
6
ما خشت ها به خامی خود شاد بوده ایم
7
تک تک ستارگان ، همه با چشم های در
8
دامان باد را به تضرع گرفته اند
9
کای باد ! ما ز روز ازل این نبوده ایم
10
ما اشک هایی از پی فریاد بوده ایم
11
غافل ، که باد نیز عنان شکیب خویش
12
دیریست کز نهیب غم از دست داده است
13
گوید که ما به گوش جهان ، باد بوده ایم
14
من باد نیستم
15
اما همیشه تشنه ی فریاد بوده ام
16
دیوار نیستم
17
اما اسیر پنجهی بیداد بوده ام
18
نقشی درون آینه ی سرد نیستم
19
زیرا هر آنچه هستم بی درد نیستم
20
اینان به ناله ، آتش درد نهفته را
21
خاموش می کنند و فراموش می کنند
22
اما من آن ستاره ی دورم که آبها
23
خونابه های چشم مرا نوش می کنند
24