سایر · نادر نادرپور
زنده در گور
1
بهار امسال ، خاموش است
2
نه شمع غنچه ای در شمعدان شاخه ها دارد
3
نه آتشبازی سرخ و بنفش ارغوان ها را
4
بهار امسال ، بغضی در گلو دارد
5
فروغ خنده از سیمای او دور است
6
عروس آفتابش زنده در گور است
7
مگر سیلاب اشکش پاک گرداند
8
ز لوح سینه ی او حسرت رنگین کمان ها را
9