سایر · نادر نادرپور
شامگاه
1
شمشیر تیز باد
2
چون سینه ی برآمده ی آب را شکافت
3
از آن شکاف ، ماهی خونین آفتاب
4
چون قلب گرم دریا بر ساحل اوفتاد
5
دریای پیر ، کف به لب آورد و ناله کرد
6
شب ، ناله را شنید و به بالین او شتافت
7
سایر · نادر نادرپور
شمشیر تیز باد
چون سینه ی برآمده ی آب را شکافت
از آن شکاف ، ماهی خونین آفتاب
چون قلب گرم دریا بر ساحل اوفتاد
دریای پیر ، کف به لب آورد و ناله کرد
شب ، ناله را شنید و به بالین او شتافت