کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

تیشه ی برق

1

برقی دمید و تیشه ی خونین خویش را

2

بر فرق شب نواخت

3

طاق بلند شیشه ای آسمان شکست

4

وز آن شکاف ، کوکب تنهای بخت من

5

چون شبنمی چکید و به خاک سیه نشست

6

آن مرد بی ستاره شدم کز گناه بخت

7

دل در هر آنچه بست ، امدیش ثمر نداشت

8

آن مرد بی ستاره شدم کز غم غروب

9

رو در شبی نهاد که هرگز سحر نداشت

10

ماندم به انتظار که معمار آسمان

11

شاید ز نو مرمت طاق کهن کند

12

چون اختران سوخته را بشمرد شبی

13

یادی هم از ستاره ی خاموش من کند

14

اما زمان پیری او در رسیده بود

15

دیگر توان ساختن آسمان نداشت

16

بازوی زورمند وی از کار مانده بود

17

در چشم پیر خویش ، فروغ جوان نداشت

18

نومید از آنچه عاقبتم حاصلی نداد

19

اکنون بر آستان شما رو نهاده ام

20

ای مرمرین ستون ها ، ای گردبادها

21

شمع بلند قامت پیچان خویش را

22

در زیر طاق پر ترک آسمان زنید

23

زیرا هنوز چشم بلادیدگان خاک

24

در جستجوی بخت ، به سوی ستاره هاست

25

بر این گروه ، چشم حقارت میفکنید

26

گر خاک شد ستاره ی اقبال من ، چه باک

27

در آسمان پاک ، هزاران ستاره اند

28

وانان که بر ستاره ی خود دل نهاده اند

29

در زیر آسمان خدا ، بی شماره اند

30

متن شعر کپی شد.