کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

باران

1

آن شب ، زمین سوخته می نوشید

آب از گلوی تشنه ی نودانها

2

وز کوچه ها به گوش نمی آمد

جز هایهای زاری بارانها

3

4

بر لوح آسمان مسین می ریخت

طرح کلاغ پر زده ای از بام

5

پلک ستاره ها همه بر هم بود

چشم سیاه پنجره ها ، آرام

6

7

من در اتاق کوچک او بودم

بر گردنم حمایل بازویش

8

در هر نفس ، مشام مرا می سوخت

عطر بهار تازه ی گیسویش

9

10

آن شب ، دلی گرفته تر از شب داشت

چشمش در آرزوی چراغی بود

11

آن شب ، نسیم بی سر و سامان را

گویی ز عشق رفته ، سراغی بود

12

13

بر شیشه های پنجره می لغزید

رگبار قطره های گل اندوده

14

بر شیشه های دیده ی او می ریخت

باران اشک های غم آلوده

15

16

می خواند و می گریست به دلتنگی

وز آنچه کرده بود ، پشیمان بود

17

از نیش یادها جگرش می سوخت

وین درد را نه چاره ، نه درمان بود

18

19

س امشب دلم گرفته تر از ابر است

چشمم در آرزوی چراغی نیست

20

دانم که در چنین شب نافرجام

کس را از آنکه رفته ، سراغی نیست

21

22

در این اتاق کوچک دربسته

می افشرم به سینه خیالش را

23

بیهوده در دلی که پشیمان است

می پروردم امید وصالش را

24

25

امشب ، زمین سوخته می نوشد

آب از گلوی تشنه ی نودانها

26

وز کوچه ها به گوش نمی اید

جز هایهای زاری بارانها

متن شعر کپی شد.