کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

جام جهان نما

1

دلی که قدر عزیزان آشنا دانست

چگونه صحبت بیگانگان روا دانست

2

میان این همه با چون تویی کنار آمد

چرا که جز به تو پرداختن خطا دانست

3

به شام زلف تو پیوست صبح طالع خویش

که تار موی ترا رشته ی وفا دانست

4

دل از امید وصال فرشته رویان شست

که عشق روی ترا ایت خدا دانست

5

ز جام عشق تو چون باده ی نگاه کشید

سبوی میکده را خالی از صفا دانست

6

طمع ز قصه ی جام جهان نما ببرید

که چشم مست ترا جام جان نما دانست

7

بنفشه موی منا ! سر ز من متاب و مرو

که قدر مشک پرکنده را صبا دانست

8

هر آنکه ملک جهان را به بوسه ای نفروخت

حدیث آدم و فردوس را کجا دانست

9

فدای نرگس شهلای نیم مست تو باد

هر آنچه عقل تهیدست ، پر بها دانست

متن شعر کپی شد.