سایر · نادر نادرپور
خرمن
1
با خویش می ستیزم کای سالخورده مرد
2
پس کی ز خواب خردی بیدار می شوی ؟
3
ایا ندیده ای که زمین ، زیر پای تو
4
سرسختی کهن را از دست داده است ؟
5
ایا ندیده ای که دهان دریچه ات
6
از بیم ، در برابر ظلمت گشاده است ؟
7
ایا ندیده ای که درختان و آب ها
8
در هر شکاف ساقه و در هر شیار موج
9
از چین گونه های تو تقلید کرده اند ؟
10
زاغان شام ، سهم تو را ز فروغ روز
11
دزدیده اند و پشت به خورشید کرده اند ؟
12
پس کی ز خواب خردی بیدار می شوی ؟
13
آن کس که در من است
14
آن کودکی که کارش پیوسته خفتن است
15
می گوید : ای رفیق
16
ما باد کاشتیم
17
ما را به خود گذار که توفان درو کنیم
18