سایر · نادر نادرپور
توفان نوح
1
مشتی شکوفه را
2
بر آب ریختم
3
یک آسمان ستاره پدید آمد
4
پس ، زورقی به کوچکی دست
5
از کاغذی به نازکی برگ ساختم
6
وز موم ناخدایی کوچکتر از خدا
7
بر آن گماشتم
8
او زورق مرا
9
با خود به دور برد
10
تا آن شکوفه ها
11
تا آن ستاره ها
12
تا آن جزیره های پر از عطر و نور برد
13
نزدیک هر کدام ، زمانی درنگ کرد
14
گفتی که با یکایک آن جمع ، آشناست
15
آنگاه بادی از افق باختر وزید
16
زورق ، حباب وار ، نگونسار شد بر آب
17
وان ناخدا ، عنان به کف موج ها سپرد
18
کنون ، جهان کوچک من خالی از خداست
19