سایر · نادر نادرپور
فصل پنجم
1
برف خیال تو
2
در دست های دوستی من
3
بیش از دمی نماند
4
ای روح برفپوش زمستان
5
پنداشتم که پیک بهاری
6
پیراهنت به پاکی صبح شکوفه هاست
7
پنداشتم که می رسی از راه
8
فرخنده تر ز معنی الهام
9
در لفظ زندگانی من ، خانه می کنی
10
پنداشتم که رجعت سالی
11
از بعد چهار فصل
12
با بعثت خجسته ی خورشید
13
در شام جاهلیت یلدا
14
اما ، تو فصل پنجم عمر دوباره ای
15
ای روح سردمهر زمستان
16
دیگر از آن طلوع طلایی چه مانده است
17
جز این غروب زرد ؟
18
روز خوشی که دیدم ایا به خواب بود ؟
19
شب با هزار چشم
20
خندد به من که : خواب خوشی بود روز تو
21
روزی که شمع مرده در آن ، آفتاب بود
22