سایر · نادر نادرپور
آیینه
1
لب هایش آشیانه ی آتش بود
2
با شعله های بوسه و دندان
3
رقصی درون جامه ، نهان داشت
4
چشمی به سوی آینه ، خندان
5
هر ناز او ، نیاز نمایش بود
6
صبح از شکاف پیرهنش می تافت
7
شب ، غرق در سجود و ستایش بود
8
او ، زیر لب ، از آینه می پرسید
9
ایا من آن کسم که تو می خواهی ؟
10
آیینه ، آشیانه ی آتش بود