سایر · نادر نادرپور
الماس و دندان
1
شب در پس لبان درشت و سیاه خویش
2
دندان فشرده بود بر الماس اختران
3
الماس هر ستاره به یک ضربه می شکست
4
وز هر کدام ، بانگ شکستن بلند بود
5
در شب ، هزار زنجره فریاد می کشید
6
سایر · نادر نادرپور
شب در پس لبان درشت و سیاه خویش
دندان فشرده بود بر الماس اختران
الماس هر ستاره به یک ضربه می شکست
وز هر کدام ، بانگ شکستن بلند بود
در شب ، هزار زنجره فریاد می کشید