سایر · نادر نادرپور
نقابدار عریان
1
این که نقاب مرا نهاده به صورت
کیست ؟ که نتوان شناخت سیرت او را
2
بر تن من حاکم است و خلق نداند
راز حضور مرا و غیبت او را
3
جان و تن من ، طعام روز و شب اوست
ضعف من است این که زاده قوت او را
4
جسم مرا چون جذام کهنه جویده ست
چاره نجویده کسی جراحت او را
5
باده ی خون منش کشانده به مستی
ذلت من آفریده لذت او را
6
دشمن من ، جاگزیده در بدن من
نفرت من ، بیش کرده نخوت او را
7
بر سر آن است کز تنم بکند پوست
تا بستایم همیشه ، قدرت او را
8
وای که چون از درون من بدر اید
آینه حس می کند کراهت او را
9
جمجمه ای با دو چشمخانه ی خالی است
وین همه زشتی ، قزوده هیبت او را
10
اسکلتی پیر ، زاده می شود از من
منتظرم ساعت ولادت او را