سایر · محمدرضا شفیعی کدکنی
گل های زندان
1
گیرم که ابر بامدادان بهشت اینجا
2
بارید و خوش بارید
3
وان روشنی آسمانی را
4
نثار این حصار بی طراوت کرد
5
از ساحل دریاچه ی اسفند
6
با بی کرانی آیینه اش تابید و خوش تابید
7
اما
8
مرغان صحرا خوب می دانند
9
گلهای زندان را صفایی نیست
10
اینجا قناری ها ی محبوس قفس پیوند
11
این بستگان آهن و خو کرده با دیوار
12
بر چوب بست حس معصوم سعادت های مصنوعی
13
با دانه ای فنجان آبی چهچهی آوازشان خرسند
14
هرگز نمی دانند
15
کاین تنگناشان پرده ی شور و نوایی نیست
16