سایر · محمدرضا شفیعی کدکنی
خطاب
1
اینک بهار بر در قلب تو می زند
2
اما تو آن طرف
3
بیرون قلب خویشتن
4
استاده ای هنوز
5
صبحی که روی شانه ی زیتون
6
در حالت هبوط است
7
فردا
8
از نخل های سوخته
9
بالا خواهد رفت
10
اما
11
یک شاخه گل برای تو کافی ست
12
تا فاصله شود
13
بین تو و هزار ستاره
14
بین تو و حضور سپیده
15
بین تو هیاهوی شهری که هر سحر
16
در سربی صفیری بیدار می شود
17