سایر · محمدرضا شفیعی کدکنی
در برابر درخت
1
صبح زود بود
2
باغ پر صنوبر و
3
سرود بود
4
سینه سرخ ها در اوج ها و اوج ها
5
پر گشوده فوج ها و فوج ها
6
می زد از کران شرق
7
در نگاه شان
8
شعاع شیری سحر
9
موج ها و موج ها و موج ها
10
هر گیاه وبرگچه در آستانه ی سحر
11
آن صدای سبز را
12
زان سوی جدار حرف و صوت
13
می چشید
14
آن صدا که موسی از درخت می شنید
15
گر چه خویش را ز خویشتن
16
تکانده بودم و رها شده باز هم در آن میان غریبه بودم و کسی
17
از حضور من خبر نداشت
18
هرچه واژه داشتم نثار کردم و درخت
19
لحظه ای مرا به کنه خویش ره نداد
20