سایر · محمدرضا شفیعی کدکنی
ناکجا
1
من و شعر وجوبار
2
رفتیم و رفتیم
3
به آنجا رسیدیم آنجا که دیگر
4
نه جای پای کس بود
5
و نه آشنا بود
6
درختان به ایین دیگر
7
و مرغان به ایین دیگر
8
صدایی که می آمد از دور
9
صدای خدا بود
10
رها بود
11
به هنگام پرواز
12
از روی باغی به باغی
13
کسی زیر بال پرستو و پروانه ها را
14
نمی کرد تفتیش
15
شقایق
16
ز طوفان نمی گشت خاموش
17
چراغش همیشه پر از روشنا بود
18
نمی دانم آنجا کجا بود
19
نمی دانم آنجا کجا بود
20