سایر · محمدرضا شفیعی کدکنی
فصل پنجم
1
وقتی که فصل پنجم این سال
2
با آذرخش و تندر و طوفان
3
و انفجار صاعقه
4
سیلاب سرفراز
5
آغاز شد
6
باران استوایی بی رحم
7
شست از تمام کوچه و بازار
8
رنگ درنگ کهنگی خواب و خاک را
9
و خیمه ی قبایل تاتار
10
تا قله ی بلند الاچیق شب
11
آتش گرفت و سوخت
12
وقتی که فصل پنجم این سال
13
آغاز شد
14
و روح سرخ بیشه
15
از آب رودخانه گذر کرد
16
فصلی که در فضایش
17
هر ارغوان شکفت نخواهد پژمرد
18
عشق من و تو
19
زمزمه ی کوچه باغ ها
20
خواهد بود
21
عشق من و تو
22
آنچه نهانی
23
گاهی نگاه و محتسبی را
24
چون جویبار نرمی
25
از بودن و نبودن
26
خاموشی و سرودن
27
در خویش می برد
28
وقتی که فصل پنجم این سال
29
آغاز شد
30
دیوارهای واهمه خواهد ریخت
31
و کوچه باغ های نشابور
32
سرشار از ترنم مجنون خواهد شد
33
مجنون بی قلاده و زنجیر
34
وقتی که فصل پنجم این سال
35
آغاز شد
36