سایر · محمدرضا شفیعی کدکنی
پرسش
1
آنجا هزار ققنوس
2
آتش گرفته است
3
اما صدای بال زدن شان را
4
در اوج
5
اوج مردن
6
اوج دوباره زادن
7
نشنیده ام هرگز
8
وقتی که با شکستن یک شیشه
9
مردابک صبوری یک شهر را
10
یکباره می توانی بر هم زد
11
ای دست های خالی! از چیست
12
حیرانی ؟
13
گویا
14
گلهای گرمسیری خونین را
15
در سردسیر این باغ
16
بیهوده کاشتند
17
آب و هوای این شهر
18
زین سرخ و بوته هیچ نمی پرورد
19
اما
20
تو آتش شفق را
21
در آب جویبار
22
در کوچه باغ ها
23
به چه تفسیر می کنی ؟
24