کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

آن عاشقان شرزه

1

آن عاشقان شرزه که با شب نزیستند

رفتند و شهر خفته ندانست کیستند

2

فریادشان تموج شط حیات بود

چون آذرخش در سخن خویش زیستند

3

مرغان پر گشوده ی طوفان که روز مرگ

دریا و موج و صخره بر ایشان گریستند

4

می گفتی ای عزیز ! سترون شده ست خاک

اینک ببین برابر چشم تو چیستند

5

هر صبح و شب به غارت طوفان روند و باز

باز آخرین شقایق این باغ نیستند

متن شعر کپی شد.