سایر · محمدرضا شفیعی کدکنی
در کجای فصل؟
1
با صنوبری که روی قله ایستاده بود
2
گونه روی گونه ی سپیده دم نهاده بود
3
موج گیسوان به دوش بادها گشاده بود
4
از نشیب یخ گرفت دره گفتم
5
این نه ساخت شکفتگی ست
6
در کجای فصل ایستاده ای
7
مگر ندیده ای
8
سبزه ها کبود و بیشه سوگوار
9
فصل فصل خامش نهفتگی ست
10
آن صنوبر بلند
11
با اشاره ای نه سوی دوردست
12
گفت
13
قد کوته تو راه را به دیده ی تو بست
14
گامی از درون سرد خود برای
15
پای بر گریوه ای گذار و درنگر
16
رود آفتاب و آب در شتاب
17
کاروان درد و سرد
18
در گزیر و ناگزیر
19
آنک آن هجوم سبز مرز ناپذیر
20
در کجای فصل ایستاده ام ؟
21
در کرانه ای
22
که پیش چشم من
23
بهار شعله های سبز و
24
سیره و سرود
25
در نگاه تو کبود و دود
26