کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزلی در مایه ی شور و شکستن

1

نفسم گرفت ازین شب در این حصار بشکن

در این حصار جادویی روزگار بشکن

2

چو شقایق از دل سنگ برآر رایت خون

به جنون صلابت صخره ی کوهسار بشکن

3

تو که ترجمان صبحی به ترنم و ترانه

لب زخم دیده بگشا صف انتظار بشکن

4

«سر آن ندارد امشب که برآید آفتابی»؟

تو خود آفتاب خود باش و طلسم کار بشکن

5

بسرای تا که هستی که سرودن است بودن

به ترنمی دژ وحشت این دیار بشکن

6

شب غارت تتاران همه سو فکنده سایه

تو به آذرخشی این سایه ی دیوسار بشکن

7

ز برون کسی نیاید چو به یاری تو اینجا

تو ز خویشتن برون آ سپه تتار بشکن

متن شعر کپی شد.