سایر · محمدرضا شفیعی کدکنی
باغ خودرو
1
خروس خانه همسایه می خواند
2
و باران سحرگاهان اسفند
3
فرو می ریخت از ابری شتابان
4
گریزان ابرها بر آبی صبح
5
چنان چون قاصدک بر کاسنی زار
6
روان بودند زی کوه وبیابان
7
و من در اوج آن لحظه ی خدایی
8
در آن اندیشه و آن بیشه بودم
9
که در آن سوی باغ پر گل ابر
10
دران ژرف کبود ایا کسی هست
11
که این باغ سفق گلخانه ی اوست
12
و فانوس بلورین ستاره
13
بر این نیلی رواق جاودان دور
14
چراغ روشن کاشانه اوست
15
و یا این باغ
16
خودروی ست و خود روست ؟
17