کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۷۷۰ - رخ ها بنگر تو زعفرانی...

1

رخ ها بنگر تو زعفرانی

کز درد همی دهد نشانی

2

شهری بنگر ز درد رنجور

چون باغ به موسم خزانی

3

این درد ز غصه فراق است

از هیبت حکم آسمانی

4

بیم است فلک سیاه گردد

از آتش و ناله نهانی

5

دوزخ بنگر که سر برآورد

ناگه ز میان شادمانی

6

برخاست غریو جان ز هر سو

هان ای کس بی کسان تو دانی

7

فرمود که این فراق فانی است

افغان ز فراق جاودانی

8

یا رب چه شود اگر تو ما را

از هر دو فراق وارهانی

9

این گفته و بسته شد دهانم

باقی تو بگو اگر توانی

متن شعر کپی شد.