سایر · حمید مصدق
بخش۱۹
1
در آن شبی که برای همیشه می رفتی
2
در آن شب پیوند
3
طنین خنده من سقف خانه رابرداشت
4
کدام ترس تو را این چنین عجولانه
5
به دام بسته تسلیم تن فروغلتاند ؟
6
خنده ها نه مقطع که آبشاری بود
7
و خنده ؟
8
خنده نه قهقاه گریه واری بود
9
که چشمهای مرا در زلال اشک نشاند
10
و من به آن کسی کز انهدام درختان باغ می آمد
11
سلام می کردم
12
سلام مضطربم در هوا معلق ماند
13
و چشمهای مرا در زلال اشک نشاند
14