سایر · سیاوش کسرایی
پوکه
1
پیش چشمانم در پرده اشک
2
خالی افتاده یکی پوکه فشنگ
3
که زمانی ز کمین گاهش تنگ
4
به هدف سیبک سرخ دل دشمن به هدف می نگریست
5
و چه غوغاها بودش در سر
6
ولی از گرمی سودا سربش
7
ذوب شد در بازار
8
تا برآرند عروسکهای سربی از آن
9
وز باروت درونش دیری است
10
پاچه خیزک سازند
11
و خود اینک خالی
12
هدف تیر ملامت شده در رویایی
13