سایر · سیاوش کسرایی
کوبه
1
کوبه بر در بی تکان مانده است
2
بی صدا مانده است
3
بر در خاموش افسرده است
4
روزها شبها ست هیچ دستی دست او در دست نفشرده است
5
کوبه دارد از فلز آگهی با جان
6
کوبه دارد واژه مژدهزا بر لب
7
کوبه دارد باربار ارمغان در دست
8
شورها با اوست
9
یادها هشدارها با اوست
10
تا نجنبد او
11
تا نکوبد او
12
همچنان بر میهمان و میزبان در فروبسته است
13
ساکنان خانه بیدار
14
قاصدان مهربانی
15
راهتان بسته است
16
دستتان خسته است
17
کوبه را با خویشتن بس حرف آهسته است
18