کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

قصیده ·

قصیده دراز راه رنج تا راه رستاخیز

1

از خانه بیرون زدم

2

تنها

3

که در خود نمی گنجیدم

4

چنانکه جمعیت در خیابان و خیابان در شهر

5

نه

6

دلکاسه حوصله دریا نداشت

7

جانوری بودم

8

شاید اژدهایی

9

که دهانم

10

در کار بلعیدن شهیاد بود و

11

دمم

12

پل چوبی را نوازش می کرد

13

های های

14

افسانه از واقعیت جان می گرفت

15

هر گام

16

از هر گوشه شهر

17

بر راهی واحد می دوید

18

پاها فرشی تازه می بافت

19

قالی تاریخ

20

نوپایی و نوزبانی

21

کالی در کردار

22

ورزش سبک برآمدن

23

با هم آمدن

24

اما در مجموع

25

سماع جادویی اتحاد

26

مزارع سیاهپوش آدمی

27

با غنچه مشتهای سفید و

28

سرود سرخ

29

شهادت بر پرچم و

30

کینه در شعر می گردید

31

پیری در پیاده رو می گریست و

32

اینده

33

دست در دست پدر

34

یا بر سینه مادر

35

همراه می آمد

36

دیوارها

37

دفتر وقایع و آرزو بود

38

آتش نامه های خلق

39

به صف می رفتیم که صف شدن را

40

به سالیان

41

تومان آموخته بودی

42

هر سپیده دمان در صف تیر باران شدگان

43

به نیم شبان در صف زندانیان

44

به نیمروز در صف طویل ملاقات کنندگان

45

به شامگاهان در صف خواربار

46

و هرگاه و بی گاه در صف نفت

47

واینک صف در صف

48

برابر تو بودیم ای مردمی شکن

49

توده ی تیره ای بودیم

50

خال کبود غم

51

بر گونه شهر

52

و در برابر دشمن سربی

53

کوره ای گداخته از خشم

54

نه تبری برای کشتن

55

نه تبری برای شکستن

56

اما گرمایی به کفایت برای ذوب کردن

57

گرچه به سوگی عظیم

58

برخاسته بودیم

59

ولی حضور همگان

60

شادی آورده بود

61

شور آورده بود

62

در کربلای حاضر

63

حسین

64

نه مرثیه که حماسه می خواست

65

به کربلای تو آمدم

66

حسین

67

نه بدان گذرگاه امتی اندک

68

با تو ماندند و

69

ماندگار شدند

70

با تو آمدم بدان مهلک

71

که معبر ملتی است

72

و نه به دین تو

73

که به ایین تو

74

ااز سر صداقت

75

به شهادت

76

با تو آمدم

77

تا عاشورا را به اعشار برم

78

به عشرات برم

79

تا این گلگونه را

80

درشت کنم

81

درشت تر کنم

82

و شنلی از خون برآرم

83

شایسته اندام مردمم

84

در من بنگر حسین

85

نفتگرم

86

خدمتکارم

87

آموزگارم

88

طواف و باربرم

89

قلمزن و اندیشه گرم

90

نهال نازک اندوه نه

91

درخت خون

92

از ریشه سهمگین حسرت

93

در پیگیری رد خون حسین

94

به کسان رسیدم

95

به بسیاران

96

تا شبنم سرخ تو نیز

97

بر من نشست و شکفتم

98

و اینک

99

راهی دراز بایدمان رفتن

100

نه از پل به میدان

101

و نه از مدینه به کوفه و کربلا

102

راهی از رنج تا رستاخیز

103

از ستمشاهی تا برادری

104

تنها رفتم و

105

خلقی به خانه بازآمدم

106

گندمی

107

که در غلاف لاغر خویش

108

خرمنی بارآورد

109

متن شعر کپی شد.