سایر · سیاوش کسرایی
عاشق کش
1
چو آن یغماگر از ره آمد و بنشست
2
ببرد از چشمهای شمعدان سو را
3
پریشان کرد در شب دود گیسو را
4
گرفته چنگ افسون را ساز را در دست
5
چو از راه آمد و بنشست
6
نوا درتارهای چنگ خود انداخت
7
دگرگون پرده ها پرداخت
8
هزاران تار جان بگسست
9
سبو را بر لبان عاشقان بشکست
10
وفا را درنگاه فتنه گر گم کرد
11
طمع در بردن دلهای مردم کرد
12
چو او بازآمد و بنشست
13