کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۸۲۷ - بده ای دوست شرابی که خدایی است خدایی...

1

بده ای دوست شرابی که خدایی است خدایی

نه در او رنج خماری نه در او خوف جدایی

2

چو دهان نیست مکانش همه اجزاش دهانش

ز زمین نیست نباتش که سمایی است سمایی

3

ببرد بو خبر آن کس که بود جان مقدس

نبود مرده که کرکس کندش مرده ربایی

4

به دل طور درآید ز حجر نور برآید

چو شود موسی عمران ارنی گو به سقایی

5

می لعل رمضانی ز قدح های نهانی

که به هر جات بگیرد تو ندانی که کجایی

6

رمضان خسته خود را و دهان بسته خود را

تو مپندار کز آن می نکند روح فزایی

متن شعر کپی شد.