کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۸۲۹ - تو نفس نفس بر این دل هوسی دگر گماری...

1

تو نفس نفس بر این دل هوسی دگر گماری

چه خوش است این صبوری چه کنم نمی گذاری

2

سر این خدای داند که مرا چه می دواند

تو چه دانی ای دل آخر تو بر این چه دست داری

3

به شکارگاه بنگر که زبون شدند شیران

تو کجا گریزی آخر که چنین زبون شکاری

4

تو از او نمی گریزی تو بدو همی گریزی

غلطی غلط از آنی که میان این غباری

5

ز شه ار خبر نداری که همی کند شکارت

بنگر تو لحظه لحظه که شکار بی قراری

6

چو به ترس هر کسی را طرفی همی دواند

اگر او محیط نبود ز کجاست ترسگاری

7

ز کسی است ترس لابد که ز خود کسی نترسد

همه را مخوف دیدی جز از این همه ست باری

8

به هلاک می دواند به خلاص می دواند

به از این نباشد ای جان که تو دل بدو سپاری

9

بنمایمت سپردن دل اگر دلم بخواهد

دل خود بدو سپردم هم از او طلب تو یاری

متن شعر کپی شد.