غزل · مولوی
غزل شماره ۲۸۴۲ - بت من ز در درآمد به مبارکی و شادی...
1
بت من ز در درآمد به مبارکی و شادی
به مراد دل رسیدم به جهان بی مرادی
2
تو بپرس چون درآمد که برون نرفت هرگز
که درآمد و برون شد صفتی بود جمادی
3
غلطم مگو که چون شد ز چگونگی برون شد
تو چگونه ای ولیکن تو ز بی چگونه زادی
4
چه چگونه بد عدم را چه نشان نهی قدم را
نگر اولین قدم را که تو بس نکو نهادی
5
همه بیخودی پسندم همه تن چو گل بخندم
به طرب میان ببندم که چنین دری گشادی