کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۸۷۶ - شکنی شیشه مردم گرو از من گیری...

1

شکنی شیشه مردم گرو از من گیری

همه شب عهد کنی روز شکستن گیری

2

شیری و شیرشکن کینه ز خرگوش مکش

قادری که شکنی شیر و تهمتن گیری

3

ای سلیمان که به فرمانت بود دیو و پری

بی گنه مور چرا بر سر خرمن گیری

4

ننگری هیچ غنی را و یکی عوری را

خوش گریبان کشی و گوشه دامن گیری

5

هین مترس ای دل از آن جور که مومن آن جاست

ای دل ار عاقلی آرام به مومن گیری

6

ترک یک قطره کنی ماهی دریا باشی

ترک یک حبه کنی ملکت مخزن گیری

7

دور از آبی تو چو روغن چو همه او نشوی

چون شدی او پس از آن آب ز روغن گیری

8

ننگ مردانی اگر او به جفا نیزه کشد

به سوی او نروی و پی جوشن گیری

متن شعر کپی شد.