کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۸۹۱ - هر کی از نیستی آید به سوی او خبری...

1

هر کی از نیستی آید به سوی او خبری

اندر او از بشریت بنماید اثری

2

التفاتی نبود همت او را به علل

گر علل گیرد جمله ز علی تا به ثری

3

هر کسی که متلاشی شود و محو ز خویش

به سوی او کند از عین حقیقت نظری

4

جوهری بیند صافی متحلی به حلل

متمکن شده در کالبد جانوری

5

تو به صورت چه قناعت کنی از صحبت او

رو دگر شو تو به تحقیق که او شد دگری

6

بشنو شکر وی از من که به جان و سر تو

که بدان لطف و حلاوت نچشیدم شکری

متن شعر کپی شد.