کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۹۱۴ - ناگهان اندردویدم پیش وی...

1

ناگهان اندردویدم پیش وی

بانگ برزد مست عشق او که هی

2

هیچ می دانی چه خون ریز است او

چون تویی را زهره کی بوده ست کی

3

شکران در عشق او بگداختند

سربریده ناله کن مانند نی

4

پاک کن رگ های خود در عشق او

تا نبرد تیغ او پایت ز پی

5

بر گلستانش گدازان شو چو برف

تا برآرد صد بهار از ماه دی

6

یا درآ و نرم نرمک مرده شو

تا تو را گویند ای قیوم حی

7

حبس کن مر شیره را در خنب حق

تا بجوشد وارهد از نیک و بی

8

شمس تبریزی بیا در من نگر

تا ببینی مر مرا معدوم شی

متن شعر کپی شد.