غزل · مولوی
غزل شماره ۲۹۱۶ - مرحبا ای پرده تو آن پرده ای...
1
مرحبا ای پرده تو آن پرده ای
کز جهان جان نشان آورده ای
2
برگذر از گوش و بر جان ها بزن
ز آنک جان این جهان مرده ای
3
درربا جان را و بر بالا برو
اندر آن عالم که دل را برده ای
4
ماه خندانت گواهی می دهد
کان شراب آسمانی خورده ای
5
جان شیرینت نشانی می دهد
کز الست اندر عسل پرورده ای
6
سبزه ها از خاک بررستن گرفت
تا نماید کشت ها که کرده ای