کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۹۴۲ - اندر مصاف ما را در پیش رو سپر نی...

1

اندر مصاف ما را در پیش رو سپر نی

و اندر سماع ما را از نای و دف خبر نی

2

ما خود فنای عشقش ما خاک پای عشقش

عشقیم توی بر تو عشقیم کل دگر نی

3

خود را چو درنوردیم ما جمله عشق گردیم

سرمه چو سوده گردد جز مایه نظر نی

4

هر جسم کو عرض شد جان و دل غرض شد

بگداز کز مرض ها ز افسردگی بتر نی

5

از حرص آن گدازش وز عشق آن نوازش

باری جگر درونم خون شد مرا جگر نی

6

صدپاره شد دل من و آواره شد دل من

امروز اگر بجویی در من ز دل اثر نی

7

در قرص مه نگه کن هر روز می گدازد

تا در محاق گویی کاندر فلک قمر نی

8

لاغرتری آن مه از قرب شمس باشد

در بعد زفت باشد لیکن چنان هنر نی

9

شاها ز بهر جان ها زهره فرست مطرب

کفو سماع جان ها این نای و دف تر نی

10

نی نی که زهره چه بود چون شمس عاجز آمد

درخورد این حراره در هیچ چنگ و خور نی

متن شعر کپی شد.