کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۹۴۶ - دی عهد و توبه کردی امروز درشکستی...

1

دی عهد و توبه کردی امروز درشکستی

دی بحر تلخ بودی امروز گوهرستی

2

دی بایزید بودی و اندر مزید بودی

و امروز در خرابی دردی فروش و مستی

3

دردی بنوش ای جان بسکل ز هوش ای جان

ازرق مپوش ای جان تا که صنم پرستی

4

امروز بس خرابی هم جام آفتابی

نی کدخدای ماهی نی شوهر مهستی

5

افزونی از مساکن بیرونی از معادن

آن نیستی ولیکن هستی چنانک هستی

6

یک گوشه بسته بودی زان گوشه خسته بودی

آن بسته را گشودی رستی تمام رستی

7

حیوان سوار نبود جز بهر کار نبود

حیوان نه ای تو حیی جستی ز کار جستی

8

تو پیک آسمانی چون ماه کی توانی

تا تو سوار پایی تا تو به دست شستی

9

خامش مده نشانی گر چه ز هر بیانی

شد مرهم جهانی هر خسته ای که خستی

متن شعر کپی شد.