کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۹۵۴ - گر روشنی تو یارا یا خود سیه ضمیری...

1

گر روشنی تو یارا یا خود سیه ضمیری

در هر دو حال خود را از یار وانگیری

2

پا واگرفتن تو هر دو ز حال کفر است

صد کفر بیش باشد در عاشقان نفیری

3

پاکت شود پلیدی چون از صنم بریدی

گردد پلید پاکی چون غرقه در غدیری

4

دنبال شیر گیری کی بی کباب مانی

کی بی نوا نشینی چون صاحب امیری

5

بگذار سر بد را پنهان مکن تو خود را

در زیرکی چو مویی پیدا میان شیری

6

خوردی تو زهر و گفتی حق را از این چه نقصان

حق بی نیاز باشد وز زهر تو بمیری

7

زیر درخت خرما انداز همچو مریم

گر کاهلی به غایت ور نیز سست پیری

8

از سایه های خرما شیرین شوی چو خرما

وز پختگی خرما تو پختگی پذیری

متن شعر کپی شد.