کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۹۶۳ - می زن سه تا که یکتا گشتم مکن دوتایی...

1

می زن سه تا که یکتا گشتم مکن دوتایی

یا پرده رهاوی یا پرده رهایی

2

بی زیر و بی بم تو ماییم در غم تو

در نای این نوا زن کافغان ز بی نوایی

3

قولی که در عراق است درمان این فراق است

بی قول دلبری تو آخر بگو کجایی

4

ای آشنای شاهان در پرده سپاهان

بنواز جان ما را از راه آشنایی

5

در جمع سست رایان رو زنگله سرایان

کاری ببر به پایان تا چند سست رایی

6

از هر دو زیرافکند بندی بر این دلم بند

آن هر دو خود یک است و ما را دو می نمایی

7

گر یار راست کاری ور قول راست داری

در راست قول برگو تا در حجاز آیی

8

در پرده حسینی عشاق را درآور

وز بوسلیک و مایه بنمای دلگشایی

9

از تو دوگاه خواهند تو چارگاه برگو

تو شمع این سرایی ای خوش که می سرایی

متن شعر کپی شد.