کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۹۷۴ - آن دم که دل کند سوی دلبر اشارتی...

1

آن دم که دل کند سوی دلبر اشارتی

زان سر رسد به بی سر و باسر اشارتی

2

زان رنگ اشارتی که به روز الست بود

کآمد به جان مومن و کافر اشارتی

3

زیرا که قهر و لطف کز آن بحر دررسید

بر سنگ اشارتی است و به گوهر اشارتی

4

بر سنگ اشارتی است که بر حال خویش باش

بر گوهر است هر دم دیگر اشارتی

5

بر سنگ کرده نقشی و آن نقش بند او است

هر لحظه سوی نقش ز آزر اشارتی

6

چون در گهر رسید اشارت گداخت او

احسنت آفرین چه منور اشارتی

7

بعد از گداز کرد گهر صد هزار جوش

چون می رسید از تف آذر اشارتی

8

جوشید و بحر گشت و جهان در جهان گرفت

چون آمدش ز ایزد اکبر اشارتی

9

ما را اشارتی است ز تبریز و شمس دین

چون تشنه را ز چشمه کوثر اشارتی

متن شعر کپی شد.