کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۹۷۷ - هر روز بامداد درآید یکی پری...

1

هر روز بامداد درآید یکی پری

بیرون کشد مرا که ز من جان کجا بری

2

گر عاشقی نیابی مانند من بتی

ور تاجری کجاست چو من گرم مشتری

3

ور عارفی حقیقت معروف جان منم

ور کاهلی چنان شوی از من که برپری

4

ور حس فاسدی دهمت نور مصطفی

ور مس کاسدی کنمت زر جعفری

5

محتاج روی مایی گر پشت عالمی

محتاج آفتابی گر صبح انوری

6

از بر و بحر بگذر و بر کوه قاف رو

بر خشک و بر تری منشین زین دو برتری

7

ای دل اگر دلی دل از آن یار درمدزد

وی سر اگر سری مکن این سجده سرسری

8

چون اسب می گریزی و من بر توام سوار

مگریز از او که بر تو بود کان بود خری

9

صد حیله گر تراشی و صد شهر اگر روی

قربان عید خنجر الله اکبری

10

خاموش اگر چه بحر دهد در بی دریغ

لیکن مباح نیست که من رام یشتری

متن شعر کپی شد.