کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۹۷۸ - ای دل ز بامداد تو بر حال دیگری...

1

ای دل ز بامداد تو بر حال دیگری

وز شور خویش در من شوریده ننگری

2

بر چهره نزار تو صفرای دلبری است

تا خود چه دیده ای که ز صفراش اصفری

3

ای دل چه آتشی که به هر باد برجهی

نی نی دلا کز آتش و از باد برتری

4

ای دل تو هر چه هستی دانم که این زمان

خورشیدوار پرده افلاک می دری

5

جانم فدات یا رب ای دل چه گوهری

نی چرخ قیمت تو شناسد نه مشتری

6

سی سال در پی تو چو مجنون دویده ام

اندر جزیره ای که نه خشکی است و نی تری

7

غافل بدم از آن که تو مجموع هستیی

مشغول بود فکر به ایمان و کافری

8

ایمان و کفر و شبهه و تعطیل عکس توست

هم جنتی و دوزخ و هم حوض کوثری

9

ای دل تو کل کونی بیرون ز هر دو کون

ای جمله چیزها تو و از چیزها بری

10

ای رو و پشت عالم در روی من نگر

تا از رخ مزعفر من زعفران بری

11

طاقت نماند و این سخنم ماند در دهان

با صد هزار غم که نهانند چون پری

متن شعر کپی شد.