کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۰۰۵ - آن دل که گم شده ست هم از جان خویش جوی...

1

آن دل که گم شده ست هم از جان خویش جوی

آرام جان خویش ز جانان خویش جوی

2

اندر شکر نیابی ذوق نبات غیب

آن ذوق را هم از لب و دندان خویش جوی

3

دو چشم را تو ناظر هر بی نظر مکن

در ناظری گریز و ازو آن خویش جوی

4

نقلست از رسول که مردم معادنند

پس نقد خویش را برو از کان خویش جوی

5

از تخت تن برون رو و بر تخت جان نشین

از آسمان گذر کن و کیوان خویش جوی

6

برقی که بر دلت زد و دل بی قرار شد

آن برق را در اشک چو باران خویش جوی

7

انبان بوهریره وجود توست و بس

هر چه مراد توست در انبان خویش جوی

8

ای بی نشان محض نشان از کی جویمت

هم تو بجو مرا و به احسان خویش جوی

متن شعر کپی شد.