کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۰۳۹ - هزار جان مقدس هزار گوهر کانی...

1

هزار جان مقدس هزار گوهر کانی

فدای جاه و جمالت که روح بخش جهانی

2

چه روح ها که فزایی چه حلقه ها که ربایی

چو ماه غیب نمایی ز پرده های نهانی

3

چو در غزا تو بتازی ز بحر گرد برآری

هزار بحر بجوشد چو قطره ای بچکانی

4

تویی ز کون گزیده تویی گشایش دیده

به یک نظر تو ببخشی سعادت دوجهانی

5

کژی که هست جهان را چو تیر راست کن آن را

بکش کمان زمان را که سخت سخته کمانی

6

نه چرخ زهر چشاند نه ترس و خوف بماند

چو دل ثنای تو خواند که شاه امن و امانی

7

به چرخ سینه برآیی هزار ماه نمایی

یکی بدان که تو اینی یکی بدان که تو آنی

8

تو راست چرخ چو چاکر تو مه نباشی و اختر

هزار ماه منور ز آستین بفشانی

9

تو شمس مفخر تبریز به خواجگی چو نشینی

صد آفتاب زمان را چو بندگان بنشانی

متن شعر کپی شد.