کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۰۸۲ - رهید جان دوم از خودی و از هستی...

1

رهید جان دوم از خودی و از هستی

شده ست صید شهنشاه خویش در مستی

2

زهی وجود که جان یافت در عدم ناگاه

زهی بلند که جان گشت در چنین پستی

3

درست گشت مرا آنچ من ندانستم

چو در درستی ای مه مرا تو بشکستی

4

چو گشت عشق تو فصاد و اکحلم بگشاد

چو خون بجستم از تن زهی سبک دستی

5

طبیب فقر بجست و گرفت گوش دلم

که مژده ده که ز رنج وجود وارستی

6

ز انتظار رهیدی که کی صبا بوزد

نه بحر را تو زبونی نه بسته شستی

7

ز شمس تبریز این جنس ها بخر بفروش

ز نقدهاش چو آن کیسه بر کمر بستی

متن شعر کپی شد.