کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۰۹۴ - بگو به جان مسافر ز رنج ها چونی...

1

بگو به جان مسافر ز رنج ها چونی

ز رنج های جهان و ز رنج ما چونی

2

تو همچو عیسی و اندیشه ها جهودانند

ز مکر و فعل جهودان بگو مرا چونی

3

ز دشمنان و ز بیگانگان زیانت نیست

که از دو چشم تو دورند ز آشنا چونی

4

ایا کسی که خوشی با وفا و صحبت خلق

بپرسمت ز وفاهای بی وفا چونی

5

تو همچو مرغ ز باز اجل گریزانی

ز ترس و جهد بریدن در این هوا چونی

6

اجل حیات توست ار چه صورتش مرگست

اگر نه غافلی از وی گریزپا چونی

متن شعر کپی شد.